![]() |
![]() |
|
| تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی... |
|
سلام!
پارسال امتحان فارسی داشتیم. برگه رو که نگاه کردم دیدم حدودا می گیرم15 (از 17) همین جور که سوالا رو می خوندم احساس کردم یکیشون تو کتاب نبوده. سوال این بود: سهراب کجا به دنیا اومده؟ برای راهنمایی نجیبی(دبیرمون) گفت:توی یکی از شعراش گفته. منم که تا اون موقع فقط واحه ای در لحظه رو شنیده بودم اعصابم خورد شد خفن. برگم رو که دادم گفتم: خانوم نجیبی ما باید تو برگه بنویسیم هیچستان؟؟؟ و خلاصه جیغ زدن های من موقع عصبانیت... بقیش یادم نیست . حافظه ام تا این جا یاریم می کنه. یه خبر خوب:قبول کردن علاف آزمون دوم کلاس های المپیاد شرکت کنه!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 12:50 به قلم چهارچشمی |
|
|
سلام بچه ها! امروز یکی از بچه ها شعری رو که سروده بود برای من و علاف خواند. من هم با اسم خودش اینجا نوشتم. حتما نظر بدید! قبل از این که بخونیدش چند تا نکته: 1-اچرش(یا همون اچی) راننده سرویس غزال ایناست. 2-پلیمی مسئول سرویس هاست. 3-رامزی(همون رومیزیه خودمون) ناظمه مونه. 4-حتما با ریتم بخونیدش. بوی اچرش پریده تو ماشین داریم خفه می شیم درد وبلا بوی گوسفند رد می شیم از اونجا دردوبلا توی بیابون ماشین خراب می شه میمونیم همون جا درد وبلا دیر می رسیم و رامزی میاد و داد می زنه به پلیمی می گیم محل نمی ذاره درد وبلا پلیمی و اچی دست به یکی کردن بیچارمون کنن دیوونه ها اچی نمی فهمه زنش و میاره جامونو میگیره درد وبلا شعرا غزال ومهسا قشنگ بود؟ فشنگ بود!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:58 به قلم چهارچشمی |
|
|
سلطان قلبها از برگ گل كاغذ سازم نامه اي شيرين مي پردازم مي نويسم از عشقم رازم اي رفته سفر پيش عشق اي زيبا زيبا خيلي كوچيك دنيا دنيا با ياد توام هرجا هرجا تركت مكنم سلطان قلبم تو هستي تو هستي دروازه هاي دلم را شكستي پيمان ياري به قلبم تو بستي با من پيوستي ي ي ي ي ي اكنون اگر از تو دورم به هرجا بريار ديگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا اي يار زيباااااااا يه دل ميگه برم برم يه دلم ميگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بي تو چه كنم پيش عشق اي زيبا زيبا خيلي كوچيك دنيا دنيا با ياد توام هرجا هرجا تركت مكنم سلطان قلبم تو هستي تو هستي دروازه هاي دلم را شكستي پيمان ياري به قلبم تو بستي با من پيوستي ي ي ي ي ي اكنون اگر از تو دورم به هرجا بريار ديگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا اي يار زيبااااااا اي يار زيبا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:4 به قلم چهارچشمی |
|
|
first page memory |
| در این باره |
من در این کلبه خوشم... تو در آن اوج که هستی خوش باش... من به عشق تو خوشم... تو به عشق هر که هستی خوش باش!...
|
| لینکدونی |
|
مومیایی برنادت خلاصه ده فصل اول کتاب هفتم هری پاتر اسامی ایرانی عموپورنگ دست نوشته های یک خبرنگار جادوگران آرشیو لینک ها |
|
RSS
|